این عکس مربوط به : مزرعه کلزا F1 - هيبريد الایت - همدان - خرداد۱۳۸۵
به وبلاگ دانه های روغنی خوش آمدید ( لطفا چند لحظه صبر کنید)
|
مديريت کودي: مديريت کودي يک عامل بحراني در توليد گلزا به حساب ميآيد. توازن و تاثير اين مديريت نه تنها به بهينه سازي عملکردهاي گياه و سودبخشي آن نيازمند است، بلکه کيفيت و محافظت ظرفيت توليد را در منابع خاکي تضمين ميکند. مقادير مختلف کود که براي توليد بهينه مورد استفاده قرار ميگيرد به عواملي از قبيل پتانسيل توليد گياه، روش و شکل کاربرد کود و همچنين سطوح مواد غذاي قابل دسترس در خاک، بستگي دارد. به دليل نيازهاي کودي نسبتاً بالا در گلزا اکثر خاکهايي که اين گياه در آن رشد ميکند قادر به فراهم کردن شرايط مساعد مطلوب از لحاظ مواد غذايي براي عملکرد دانه، روغن و ترکيبات پروتئين نميباشند. در اين مبحث ما به بررسي اطلاعات موجود از جنبه هاي متفاوت مديريت کوددهي و همچنين کاربرد متعارف کودها در اين زراعت پرداخته و آن ها را در توليد گلزا مورد بحث قرار ميدهيم. تقويت حاصلخيزي خاک: گلزا به حاصلخيزي خاک به خوبي پاسخ ميدهد. در خاک هاي حاصلخيز که مقادير مواد غذايي به اندازه کافي است، محصول مناسبي توليد ميکند. اين گياه براي رشد و نمو و بازدهي مطلوب به اغلب مواد معدني مورد نياز گياهان نياز دارد. در يکي از مطالعاتي که درخصوص انواع و مقادير مواد معدني در زراعت گلزا در کشور فرانسه به عمل آمده است، مواد مهم غذايي استخراج شده از خاک در يک هکتار زراعت گلزا با توليدي حدود 5/3 تن محصول به شرح زير بوده است: اين نتايج و نتايج بعدي اگر چه نميتواند ملاک دقيقي براي تعيين مقادير کودهاي شيميايي مورد نياز زراعت گلزا در هر منطقه باشد ولي اهميت نسبي مواد مزبور را در اين زراعت نشان ميدهد. ـ ازت: ازت به طور معمول ماده غذايي است که بيش تر، توليد گلزا را محدود ميکند. نيازهاي ازت در گلزا بيش تر بوده و تاثير مديريت اين عنصر مهم ترين عامل مطمئن کننده توليد به حساب ميآيد. مقدار ازت به سطح حاصلخيزي خاک از نظر مواد ازته، مقدار بارندگي و رطوبت خاک، وضعيت رويشي گياه، تراکم بوته، شرايط جوي و بالاخره عملرکد مورد انتظار بستگي دارد. نياز گياه به اين عنصر در مراحل اوليه رويش کم تر و در مراحل بعدي بيش تر است. چنانچه دوره رشد و نمو گياه را به چهار دوره جوانه زدن تا تشکيل رزت، ساقه رفتن، گلدهي و رسيدن تقسيم کنيم، بيش ترين نياز گياه به اين عنصر در مرحله ساقه رفتن و سپس گلدهي است. در خاک هايي که از نظر مواد آلي و ازت فقير هستند، مقداري از ازت مورد نظر را هنگام آماده کردن زمين همراه با کود فسفره به خاک اضافه مينمايند. مقدار آن معمولاً يک چهارم کل ازت مصرفي ميباشد. در صورت مصرف فسفات آمونيوم، ازت مورد نياز گياه در مراحل اوليه رشد تامين خواهد شد و نيازي به دادن ازت اضافي در اين مرحله نميباشد. در زراعت پاييزه گلزا، در شرايط ديرکاشت و يا کندي رشد، به طوري که احتمال آن وجود داشته باشد که تا هنگام شروع يخبندان، بوته ها به اندازه کافي رشد ننمايند، مقداري از کود ازته را در دوره تشکيل رزت به زمين ميدهند. زمان مصرف کودهاي ازته بايد به نحوي تنظيم شود که همواره ازت کافي در اختيار گياه قرار داشته باشد. بدين لحاظ در مواقعي که حرکت کود در خاک سريع تر از رشد ريشه است و احتمال شسته و خارج شدن آن از دسترس گياه وجود دارد، کود را در چند نوبت به زمين ميدهند. خصوصاً در خاک هاي سبک و يا در مناطق پرباران، براي جلوگيري از شسته شدن اتفاقي آن کود را به چند قسمت تقسيم کرده و هر قسمت را يک بار به زمين ميدهند. کودهايي که به صورت سرک داده ميشود، بهتر است به شکل نيترات و جامد باشند. البته از شکل مايع آن هم ميتوان استفاده کرد ولي اين خطر وجود خواهد داشت که مصرف آن بر روي گياه مرطوب در هواي سرد ايجاد سوختگي نمايد. مقدار ازت مصرفي در زراعت گلزا به عوامل متعددي که براساس نتايج آزمايش هاي خاکشناسي و توصيه هاي کارشناسي معين ميشود، بستگي دارد. بنابراين حدود تقريبي آن در زراعت آبي گلزا را 90 تا 220 کيلوگرم ازت خالص در هکتار معادل 200 تا 500 کيلوگرم اوره و در زراعت ديم 50 تا 100 کيلوگرم ازت خالص در هکتار ميتوان معين نمود. ضمناً بايد توجه داشت که مصرف ازت اضافي سبب کاهش مقدار روغن در دانه، رشد بيش از حد بوته ها و خوابيدگي آن ها و افزايش هزينه توليد ميشود. براي آشنايي هر چه بيش تر تاثير ازت و واکنش هاي گياه و همچنين نحوه موثر کاربرد کودي آن، کليه تحقيقاتي را که در اين زمينه انجام شده است، در اختيار قرار ميدهيم. ـ نقش ازت در گياه: ازت به مقدار زياد در بافت گياه مورد نياز ميباشد، اين عنصر در ترکيبات و اجزاي اصلي و تعيين کننده گياه که شامل پروتئين ها، آمينواسيدها، نوکلئوتيدها، اسيدهاي نوکلئيک و کلروفيل است، وجود دارد. يک عملکرد 2000 کيلوگرم در هکتار مزرعه گلزا، در حدود 124 کيلوگرم ازت در پروتئين توليد شده، دارد. سطوح ازت در بافت در زماني که گياه سالم در مرحله گلدهي است، در حدود 5/2 تا 0/4 درصد است. در زير سطح 0/2 درصد کمبود ازت و در بالاي سطح 0/5 درصد، ازت اضافي قابل ملاحظه است. سلامتي گياهان گلزا از روي رنگ سبز تيره آن ها که نشان دهنده ازت کافي در گياه مي باشد، تشخيص داده ميشود. اولين علامت کمبود ازت در گياه، سبز روشن شدن برگ ها و ساقه است. ازت در داخل گياه قدرت حرکت داشته و از برگ هاي مسن تر به برگ هاي جوان تر و ساقه ها انتقال مييابد.بنابراين برگ هاي مسن اولين علائم کمبود را نشان ميدهند. برگ هايي که سبز ـ زرد شدهاند، يک حالت رنگ پريدگي و ارغواني از خود بروز ميدهند. برگ هاي مسن تر نيز نکروزه ميشوند. در شرايط کمبود ازت رشد گياهان کند ميشود، ساقه ها کوتاه و نازک شده، برگ ها کوچک و تعداد شاخه ها کم ميشود. همچنين سايبان گياهي باقيمانده کم شده و کم پشت ميشود، به علاوه زمان گلدهي محدود گشته و تعداد غلاف ها کاهش مييابد. ـ احتياجات به ازت: اکثر گزارش هاي مربوط به نيازهاي ازتي دانه روغني گلزا براي کولتيوارهاي آن قابل اجرا است. گلزا نسبت به غلات به مقدار ازت بيش تري نياز دارد. سوپر در سال 1971 نشان داد که عملکرد گلزا در زمين هايي که ميزان نيترات از 100 کيلوگرم در هکتار کم تر است، با کاربرد ازت به صورت کوددهي، از خود واکنش نشان داد. او و ديگر همکارانش نشان دادند که نياز گلزا به مقادير بالاي ازت در توليد بهينه دانه در کشتزارهاي کانادا بسيار حائز اهميت است (نمودار 1) و عملکرد گياه و ميزان پروتئين آن با افزايش ازت به مقدار 200 کيلوگرم در هکتار در زمين هايي که کمبود ازت دارند، تحت تاثير قرار ميگيرد. کود ازته عارت است از فراهم کردن مقدار کمبود ازت در خاک و اضافه کردن آن به خاک زراعي. چنين نتايجي نيز در ساير مناطق رشد گلزا مشاهده شده است. در آلاسکالوئيس و همکارانش مشخص نمودند که بيش ترين عملکرد گلزا در اثر کاربرد 193 تا 209 کيلوگرم در هکتار ازت حاصل شد. اين مقدار ازت براي گلزاي بهاره در اسکاتلند و انگليس برابر 187 تا 200 کيلوگرم در هکتار ميباشد (اسکات و همکارانش. 1973). در انتاريوي کانادا، شپارد و باتس (1980) متوجه شدند که افزودن مقادير ازت بالاي 100 کيلوگرم در هکتار، عملرکد را افزايش ميدهد اما اضافه کردن مجدد ازت بين 100 و 200 کيلوگرم در هکتار چنين وضعي را به وجود نميآورد. ازت اضافي باعث بالارفتن درصد ورس در گياه شده و از عملکرد آن ميکاهد. آن ها توضيح دادند که ميزان ازتي که باعث توليد بهينه در گلزا در آن منطقه ميشود با مقدار ازتي که براي ذرت در همان منطقه استفاده ميشود، قابل مقايسه است. در مصر عملکرد گلزاي بهاره با کاربرد ازت بالاي 213 کيلوگرم در هکتار افزايش يافت که اين بيش ترين مقدار ازت به کار رفته شده ميباشد. در هند بالاجي و اوپال (1986) پيشنهاد کردند که در خاکي که به ميزان 188 کيلوگرم در هکتار ازت دارد براي کوددهي گلزاي بهاره بهتر است از مقادير 60 تا 90 کيلوگرم ازت در هکتار استفاده کرد. در انگلستان گلزاي زمستانه براي رشد کردن نياز به سطح کودي تا 200 کيلوگرم دارد (اسکات، 1973) که با افزايش آن به 250 کيلوگرم عملرکد آن به حد مطلوب ميرسد. ازت باعث افزايش عملرکد ميشود و علت آن تاثيري است که بر پارامترهاي رشد يک واريته ميگذارد. توليد گل در گلزاي زمستانه با دادن هر مقدار کود ازته تا 200 کيلوگرم، افزايش مييابد، اما نقطه اوج به وجود آمدن غلاف ها در ميزان 150 کيلوگرم کود ازته در هکتار ميباشد. آلن و مورگان (1972)، با کاشت گلزاي بهاره در انگلستان مشخص نمودند که کاربرد کود ازته، رشد گياه را قوت بخشيده و توسعه ميدهد، به اين ترتيب که اين عکس العمل در افزايش طول ساقه، تعداد شاخه هاي گلدار، مجموع وزن گياه، شاخص رشد برگ (LAI)، و تعداد و وزن غلاف ها و همچنين دانه، نمايان ميشود. آن ها مشخص نمودند که بيش ترين افزايش در LAI بين و 5/105 کيلوگرم ازت و کم ترين افزايش با کاربرد ازت بين 5/105 و 0/211 کيلوگرم در هکتار رخ ميدهد. اختلاف ها در سرعت جذب خالص (NAR) کم بود و تاثير ازت در سرعت رشد گياه (CGR) با تاثير بر LAI برابر بود. به کار بردن کود ازته گياه را به سمت توليد بيش تر غلاف در هر پايه و توليد بيش تر دانه در هر غلاف، سوق ميدهد که اين عامل باعث افزايش عملکرد ميشود. اسکات و همکارانش (1973) مشخص نمودند که استفاده از کود ازته بالاي 300 کيلوگرم در هکتار هم در گلزاي بهاره و هم در پايزه باعث بالارفتن LAI شده و عملکرد با مصرف بالاي 200 کيلوگرم در هکتار افزايش مييابد. کومار و همکارانش (1985) نشان دادند که استفاده ازت کودي تاثير بسزايي در رشد، توسعه و عملکرد گلزا در هند، دارد. کاربرد ازت بالاي 120 کيلوگرم باعث افزايش LAI، CGR، سرعت رشد نسبي، NAR، نسبت سطح برگ و سرعت نسبي رشد برگ ميشود. افزايش اين چنين پارامترهاي رشد، رشد زايشي گياه را بهبود ميبخشد و يک عملکرد بالا در اثر بالارفتن مقدار کود ازته به دست ميدهد. تاجرال (1987) گزارش داد که به کار بردن ازت، بيوماس گياه را افزايش داده و دوام غلاف را ميافزايد اما تاثير کمي در شاخص برداشت دارد. ريات و همکارانش (1988) دريافتند که ازت باعث طولاني شدن زندگي برگ ها شده، دوام سطح برگ ها (LDA) را بعد از گلدهي بهبود بخشيده و باعث افزايش جذب در سراسر گياه گرديده، بنابراين با چنين شرکتي، عملکرد دانه را بالا ميبرد. پيشينه کشت قبلي در انتقال ازت به داخل گياه از طريق خاک تاثير خواهد داشت و اين مورد در به کار بردن کود موثر است. واکنش عملکرد دانه روغني گلزا به افزايش ازت، به احتياجات ازتي غلات و يا غيرغلاتي که به صورت تناوب با آن کشت شدهاند، بستگي دارد. اين مطالعه در انگلستان و اسکاتلند توسط هلمز و همکارانش (1977) صورت گرفت. لوئيس (1987) طي تحقيقاتي در جنوب استراليا و استوکر (1984) در نيوزلند نيز به چنين نتيجه اي که کشت قبلي در واکنش کلزا به کاربرد ازت موثر است، رسيدند. در مراتع کانادا، آيش تابستانه عموماً باعث کاهش مقدار ازت مورد نياز براي رشد گياه ميشود و بعد از مدتي در اثر تجزيه شدن مواد آلي در طول مدت آيش، مقداري ازت آزاد شده و يک ذخيره ازتي براي کشت گياه فراهم سازد. در هر صورت مقاديري از کود ازته همواره براي زمين هاي آيش به جهت بهينه سازي عملکرد مورد نياز است. منبع : سایت انجمن صنفی صنایع روغن نباتی- آدرس: http://www.ivoi.ir |
بيش از ۵۰ هكتار ار اضي استان همدان براي اولين بار امسال (۵۶-۸۵)به
توليد بذر كلزاي رقم آكاپي اختصاص يافت . كه جادارد در اين وبلاگ از پرسنل
زحمت كش شركت توسعه كشت دانه هاي روغني نمايندگي همدان كه
جهت اجراي اين طرح حداكثر تلاش را نمودند قدرداني و تشكر نمايم. نتايج
اجراي طرح را بعدا اعلام مي نمايم .
شركت توسعه كشت دانه هاي روغني نمايندگي همدان به پيمانكاري شركت كشت و صنعت توداك توانستند براي اولين بار در ايران بذر كلزا هبيريد الايت را توليد نمايند.
۱- سطح كاشته شده ۹هكتار
۲- توليد ۱۲۷۴۵ كيلوگرم
با توجه به توليد و سطح زير كشت توليد آن در هكتار واقعا در جهان كم نظير بود.
به اميد موفقيت بيشتر ايران در توليد بذور هيبريد دانه هاي روغني
در ضمن جا دارد از تمامي كسانيكه در اين موفقيت زحمات زيادي را متحمل شدند خسته نباشيد بگوييم.
این عکس مربوط به : مزرعه کلزا F1 - هيبريد الایت - همدان - خرداد۱۳۸۵
اهمیت اقتصادی,تکامل و اصلاح کلزا
در یک تقسیم بندی کلی کلزا را به دو گروه اصلی تقسیم میکنند. گروهی که به کلزای صنعتی معروفند و گروهی که به کلزای خوراکی معروف میباشند. گیاهان جنس براسیکا بر حسب میزان اسیراروسیک ( اسید چربی که برای انسان و دام مضر است) به دو گروه عمده تقسیم میشوند. دسته اول که با علامت اختصاری (HEAR) مشخص میگردند روغن آنها بیش از ۵ درصد اسیداروسیک بوده و مصرف خوراکی ندارند . دسته دوم که با علامت اختصاری (LEAR) نامگذاری میشوند روغن آنها با کمتر از ۵ درصد اسیداروسیک مصرف خوراکی دارد. علاوه بر ماده مضر فوق یک ماده مضر دیگر در کنجاله و علوفه کلزا به نام گلوکوزینولات وجود دارد. این ماده شیمیایی در برخی از گیاهان وجود داشته و باعث طعم تند و بوی زننده اندامهای آنهاست. در ارقام جدید کلزا میزان این ماده مضر بسیار کاهش یافته است. فیبرنیز از دیگر موادی است که باعث افت کیفیت کنجاله میگردد. مقدار فیبر ارقام جدید بسیار کم شده است.
کلزاهای HEAR دارای مصارف صنعتی بوده و در صنعت لاستیک و پلاستیک سازی,صنایع شیمیایی,صنایع رنگ,صابون سازی و نیز بعنوان روان کننده در دستگاهای صنعتی و موتور جت ( به دلیل تحمل حرترت بالا) کاربرد دارند. به این ترتیب تداوم اصلاح کلزا در مسیر کاهش مواد مضر از قبیل میزان اسیداروسیک,گلوکوزینولات و فیبر قرار گرفت.
تکامل و اصلاح کلزا از کلزای سنتی تا ارقام اصلاح شده:
کلزای سنتی(HEAR):
هنوز هم تولید شده و حاوی ۲۲ تا ۶۰ درصد اسیداروسیک در روغن و ۱۰۰تا۲۰۵ میکرومول گلوکوزینولات در هر گرم کنجاله میباشد.
ارقام یک صفر(LEAR):
معمولا واریته های کانادایی بوده و حاوی کمتر از ۵ درصد اسیداروسیک در روغن و تا ۱۰۰ تا ۲۰۵ میکرومول گلوکوزینولات در هر گرم کنجاله میباشد.
ارقام دوصفر:
نوع تکامل یافته ارقام یک صفر بوده و حاوی کمتر از ۲ درصد اسیداروسیک در روغن و ۱۸تا۳۰میکرومول گلوزینولات در هر گرم کنجاله میباشند.
ارقام سه صفر:
نوع اصلاح شده ارقام شلغم روغنی بوده و اصطلاحا به آنها (Candle) میگویند که دارای حداقل میزان اسیداروسیک,گلوکوزینولات و فیبر میباشد. در سال ۱۹۷۹ نام عمومی Canola در کانادا برای کلیه رقمهای دو صفر منظور گردید.
روغن کلزا در مقایسه با روغنهای حاصل از دانه های ذرت,آفتابگردان و سویا به دلیل حضور اسیدهای چرب اشباع شده و فاقد کلسترول از کیفیت تغذیه ای بالایی برخوردار است.
کنجاله کلزا با دارا بودن حدود ۵/۴۶ درصد پروتئین و ۵/۳ درصد چربی و ۱۲ درصد فسفر قابل جذب نسبت به کنجاله سویا برتری نشان میدهد.
ترکیبات شمیایی کلزا
دانه کلزا(کانولا) دارای ۴۰تا۴۸ درصد روغن در دانه و ۳۸تا۴۵ درصد پروتئین در کنجاله میباشد و میزان رطوبت آن حدود ۵ درصد است. نسبت اسیدلینولئیک به اسیدلینولنیک در روغن کلزا تقریبا ۱:۲ میباشد که برای مصرف انسان نسبت متعادلی بشمار میرود.
کنجاله کلزا حاوی ۱۳ درصد فیبر میباشد. وجود مقدار نسبتا زیاد فیبر در کنجاله یک عامل محدود کننده در استفاده از آن بعنوان خوراک دام محسوب میشود زیرا توان تولید انرژی در جیره غذایی را کاهش میدهد.
پوسته کلزا تقریبا ۵/۱۶تا۵/۱۸ درصد وزن خشک دانه را تشکیل میدهد و ثابت شده است که رنگ پوست دانه کلزا با ترکیب شیمیایی دانه دذ ارتباط میباشد.
|
|
اهمیت و جایگاه کلزا در ایران
دانه روغنی کلزا از سالهای گذشته وارد ایران شده و تحقیقات متعددی روی آنها انجام گرفته است. در سالهای اخیر به دلیل توجه بیشتر به توسعه و ترویج کلزا سطح زیر کشت آن افزایش قابل ملاحظه ای یافته و در سال ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۱ به بیش از هفتاد هزار هکتار رسیده است. ویژگیهای گیاه کلزا و سازگاری آن با شرایط مختلف آب و هوایی اهمیت این محصول را بیشتر نموده و بعنوان نقطه امیدی جهت تامین روغن خوراکی مورد نیاز کشور به شمار آمده است. در این خصوص میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
منبع:
کلزا
تاریخچه:
کلزا در زبانهای اروپایی با نامهای Rapeseed و Colza و Raps شهرت دارد. کلزای روغنی مهمترین گونه زراعی جنس براسیکا میباشد و به احتمال قوی فرم وحشی ان به اروپا و آفریقای شمالی محدود میشود. محتملترین موطن آن ناحیهای که در آن شلغم روغنی(Brassica Campetris )و کلک روغنی ( Brassica Oleraces )در مجاورت هم روییده اند زیرا کلزا (Brassica Napus ) از تلاقی این دو گونه و دو برابر شدن کروموزومهای هیبرید حاصل بوجود آمده است.در آثار بجای مانده از دوران نو سنگی در مصر و در نوشته های هندوها که از سالهای 1500- 2000 سال قبل از میلاد بدست آمده و بویژه در کتیبه های یونانی رومی و چینی باقیمانده از سالهای 200-500 قبل از میلاد به گیاهان روغنی از جنس براسیکا و ارزش دارویی آنها اشاره شده است.
اعتقاد بر این است که زراعت کلزا و خردل در اروپا از اوایل قرون وسطی آغاز آغاز گردیده است. از اوایل قرن شانزدهم زراعت تجاری کلزا در هلند ثبت شده است. در آن زمان از روغن این گیاه بعنوان سوخت چراغ روان کننده ماشینهای بخار استفاده میگردیده است. کشت تجاری کلزا از سال 1942 در قسمت شمالی قاره امریکا یعنی کشور کانادا شروع گردیده و امکان استفاده از روغن خوراکی در سال 1948 مورد توجه قرار گرفت و منجر به استخراج روغن خوراکی در سالهای 1956 و 1957 گردیده. در سال 1968 اولین رقم کازا با میزان اسید اروسیک پایین در کانادا تولید شده و هم اکنون کانادا به یک تولید کننده عمده کلزا تبدیل گردیده است. زراعت کلزا در استرالیا از سال 1969 آغازش و رقمهای مورد کشت متعلق به هر دو گونه کلزا و شلغم روغنی میباشد که از ژاپن و کانادا به این کشور وارد گردیده اند. در سالهای 1972 تا 1977 میزان اسیداروسیک روغن رقمهای کلزا و شلغم روغنی به کمتر از 2% کاهش یافت. در سال 1974 رقم Tower بعنوان اولین رقم دو صفر کلزا که هم میزان اسیداروسیک و هم یزان گلوکوزینولات آن پایین بو معرفی شد. در سال 1981 تولید رقمهای کلزا با میزان گلوموزینولات بالا تقریبا متوقف گردید.
در دو دهه گذشته در ایران ازمایشهای به نژادی و به زراعی متعدد و متنوعی در بخش تحقیقات دانه های روغنی موسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر بر روی گیاه کلزا صورت گرفته و منجر به معرفی چهار رقم کلزای اصلاح شده با نامهای زرگل- طلایه- استقلال و ساری گل شده است. سطح زیر کشت کلزا در سال پلیه 1372 تا 1374 حدود 5/94 هکتار در سال زراعی 1379-1380 برابر 25939 هکتار و در سال زراعی 1380-1381 بالغ بر 70000 هکتار بوده و میزان تولید آن در سال |ایه برابر 2/51 تن و در سال زراعی 1379-1380 معادل 27950 تن ودر سال زراعی 1380-1381 بیش از 65000 تنبوده است. با انجام تحقیقات و بررسی نتایج حاصله مشخص شده که توسط کشت کلزا در کشور امکان پذیر است و میتوان به موازات توسعه کشت زیتون در کاهش میزان وابستگی به خارج در زمینه روغن گیاهی موثر باشد.
منبع: